گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن
گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست
(بقیه در ادامه مطلب)


گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن
گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست
(بقیه در ادامه مطلب)
دشمنی که صادقانه کینه ورزی کند را ترجیح میدهم به دوستی که مخفیانه تحقیرم کند..
آيا براي آنكه نسوزم، سرانجام شعله خود را فوت خواهم كرد؟((نیچه))
* داشتم از “غصه ها” برایش میگفتم، فکر کرد “قصه” است، خوابش برد…!
و مرا
آنقدر آزردی ..
که خودم کوچ کنم از شهرت ..
بکنم دل ز دل چون سنگت ..
(بقیه در ادامه مطلب)
لامارتین شاعر فرانسوی می گوید :
تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم ، محبتی که علت داشته باشد
یا احترام است یا ریا .
خوبی سرما خوردگی اینه که هر وقت انگشت میکنی تو دماغت دست پر برمیگردی
نمی توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سرمان پرواز نکنند...........
اما میتوانیم کاری کنیم که......... بالای سرمان لانه نسازند
پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودکی زخمی و خون آلوده را در آغوش داشت
با سرعت وارد بیمارستان شدو به پرستار گفت : خواهش می کنم به داد این بچه برسید
(بقیه در ادامه مطلب)
به نظر شما دوست خوب باید چه خصوصیاتی داشته باشه ؟ ( جواب رودر قسمت نظر ها بدهید)
پنجره را باز کن و لذت ببر! خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست!(حسین پناهی)
هرگز نخواهم کوبید!!
بگذار بسته بماند دری که پشتش تو نیستی..!!...
مپرس از روزگاران جوانی
ندارم یک نشان ازآن نشانی
(بقیه در ادامه مطلب)
گاهی با "خوبی؟" تمام تکراری بودنش غوغا می کند !!!
و در جوابش می توان بزرگترین دروغ ها را"" خوبم ""...گفت : فرستنده : 093880410
(بقیه در ادامه مطلب)
شکسپیر: اگر به یاد کسی هستیم ، این هنر اوست ! نه هنر ما ،
واقعا که عجب هنری داری ... فرستنده :43***091652 ، hasan
یه موقع ها جواب یه حرفایی،فقط یه نفس عمیقه...
یاددارم دردبستان درکتاب،درس اول صحبت نان بودوآب!
آنچه رادرخردسالی خوانده ایم،همچنان درجست وجویش مانده ایم...!
هر صدفی لیاقت داشتن مروارید رو نداره...یادت باشه واسه هر صدفی مروارید نشی!
فرستنده:انسیه
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد! فرستنده:انسیه
یوسف دلی در چاه غم از لطف یارش بی خبر
دستی زرحمت سوی او بالاتر از مهر پدر
ای گل که از یک نو خزان صد ناله بر پا کرده ای
از صبر خود غافل مشو باید گذشت از این گذر
(بقیه در ادامه مطلب)
انگشتانت را به من قرض بده براي شمردن لحظه هاي نبودنت كم آورده ام...
نام فرستنده: sima
تو را من ّتو ّکردم وگرنه ّاوّ هم زیادت است پس اینقدر برایم شما.. شما نکن
فرستنده:انسیه
خدایااااا...ایوب را به زمین بیار!میخواهم برای او از صبر بگویم! فرستنده:انسیه
دوباره سیب بچین حوا…بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند…خسته ام…